دریا دریادش موج می زد
بادبانها سمت سفربرافراشت
براده های اندوه بود
وپای اندیشه ی دریائیش
سفرپنهان کرده بود
درشال سبزرنگ تنهائیش
پدرنهمه می خواند
وبادشمال
برگهای اندوهش را
ورق می زد
نهمه سرودی است که جاشوها(ملوانان)درهنگام کارودرحال سفرمی خوانند
