مپندار که دلم خونین نباشد
اگربرپیرهنم ازخون خبرنیست
همین گویم حدیث خون وپیرهن
که اشک برخون پیرهن بی اثر نیست
******
به اشک دیده شویم خون پیرهن
اگرازدیده گانم خون نیاید
وبارغم که هرسومی کشددل
فقط ازعهده ی مجنون برآید
*****
اگر فرهادی که باتیشه ی خود
رخ شیرین به بیستون حک می کرد
همان دم گرتورامی دید به بیستون
یقین دانم به شیرین شک می کرد
*******
من هم باتیشه ی اندیشه ی خود
به روی دفترم نقش توآرم
توهستی شعرمن این شهدجانم
که باحسرت به دفتر می سپارم
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 8:51 AM  توسط فریدی
