برسطح شفاف تنهائیم
قدم می زنم
درجستجوی کفشهای وصله دارکودکیم
که درکوچه های پرازدحام خاطرات
جاگذاشته ام
دلگیرنمی شوم که سایه ام بازماند
ازهمراهیم
وازپرواز پروانه ای
که میشکنددیوارصوتی احساسم
دلگیرنمی شوم
باسایه ام وداع می گویم
وبرسطح شفاف تنهائیم
تنهاترازهمیشه
قدم می زنم
