تبليغاتX
انجمن شعر و ادب بندرکنگ - غزل

انجمن شعر و ادب بندرکنگ

شعر و شعرای کنگ

همین جندبیت غزل

توکه رفتی غزلهایم میان کوچه پرپرشد

واسب آرزودرکورس عشاقان آخرشد

وخواب هرشبم کابوس داس وخوشه گندم

وبعدازرفتنداینگونه ام تقدیرمقررشد

دلم چشمش به درمانده به آوای جرس گوشش

به دل گفتم نمی آیی واینش سخت باورشد

هنوزم پنجره سنگریزه هاوسایه های عصر

به ذهن کوچه ی دیدارمکرر درمکررشد

همین چندبیت غزل مانده به رسم یادگارازتو

به یادشاخه گلهای قشنگت ثبت دفترشد

غزلهایی که بعدازتوسرودم هیچ میدانی

سرودعشق ماشددرکلاس درس ازبرشد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 11:31 PM  توسط  فریدی  |