بامن باش
******
زیبا میشوی
وقتی به زشتیها
نه می گویی
*****
انتظار
یعنی زندگی بااعمال شاقه
شعر و شعرای کنگ
بامن باش
******
زیبا میشوی
وقتی به زشتیها
نه می گویی
*****
انتظار
یعنی زندگی بااعمال شاقه
دراین کوچه
قرارمان به بنبست برسد
دیوارراکناربزن لطفآ
*****
بی قرار قرارنبود
به هم برسیم
قرار برقرارکن
بادبانها سمت سفربرافراشت
براده های اندوه بود
وپای اندیشه ی دریائیش
سفرپنهان کرده بود
درشال سبزرنگ تنهائیش
پدرنهمه می خواند
وبادشمال
برگهای اندوهش را
ورق می زد
نهمه سرودی است که جاشوها(ملوانان)درهنگام کارودرحال سفرمی خوانند
اگربرپیرهنم ازخون خبرنیست
همین گویم حدیث خون وپیرهن
که اشک برخون پیرهن بی اثر نیست
******
به اشک دیده شویم خون پیرهن
اگرازدیده گانم خون نیاید
وبارغم که هرسومی کشددل
فقط ازعهده ی مجنون برآید
*****
اگر فرهادی که باتیشه ی خود
رخ شیرین به بیستون حک می کرد
همان دم گرتورامی دید به بیستون
یقین دانم به شیرین شک می کرد
*******
من هم باتیشه ی اندیشه ی خود
به روی دفترم نقش توآرم
توهستی شعرمن این شهدجانم
که باحسرت به دفتر می سپارم